تبلیغات
isarnews - متن کامل مصاحبه علی مطهری نماینده تهران، قسمت اول
 
isarnews
مطالب وبلاگ لزوما دربر گیرنده عقاید نویسنده وبلاگ نیست.
 
 
تیپ ما که تفکرش از نظر سیاسی به دولت نزدیکتر و از نظر فرهنگی کمی فاصله دارد به طور کلی کم هستند. بالاخره یا اصلاح‌طلب هستند یا اصولگرا ولی این تیپ کم هستند.
علی مطهری: رفع حصر شود؛ اگر دوباره آشوب به پا کردند، خود من جلویشان می‌ایستم/ نمی‌دانم برای مجلس آینده کاندید می‌شوم یا نه

خبرگزاری نسیم با انتشار مصاحبه ای از دکتر علی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی نوشت: علی مطهری فرزند یکی از اصلی‌ترین تئوریسین های انقلاب اسلامی ایران است. شخصیت فرهیخته و دانشمندی که نامش با نام انقلاب اسلامی عجین شده و به عنوان محور و نمادی از آرمانها و باورهای اصیل انقلاب اسلامی مطرح است. شهید علامه مرتضی مطهری بعنوان یکی از تاثیرگذارترین افراد در فرآیند شکل‌گیری، پیدایش و پختگی انقلاب اسلامی، نقش مهمی در تحولات منجر به انقلاب داشته است؛ بویژه در تحولات سیاسی یکسال پس از پیروزی انقلاب، نام شهید مطهری در همه وقایع مهم آن روزها دیده میشود. 

به بهانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران و با هدف تببین و ترسیم وقایع مهم تاریخی کشور در دهه ۵۰ و نقش شهید مطری در این تحولات، به سراغ دکتر علی مطهری رفتیم. یکی از فرزندان شهید مطهری که اتفاقا این روزها در کانون مباحث سیاسی فرهنگی کشور قرار دارد و گاه گاه با اظهارنظرات خود فضای سیاسی و فرهنگی کشور را تحت تاثیر قرار میدهد. این گفتگو به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب انجام شد و بنا بود در ایام دهه فجر منتشر شود، اما به دلیل تاخیر آقای مطهری در تائید نهایی متن، این گفتگو در زمان فعلی آماده انتشار شده است.

- زمینه‌های مخالفت و اعتراض به حکومت پهلوی به ویژه حکومت محمدرضا پهلوی از کجا و با چه دلایلی شروع شد و چه شد که به صورت جدی مردم خواهان تغییر بودند؟ اگر بخواهید یک نقطه اصلی و اساسی به عنوان استارت انقلاب بگویید آن را کدام نقطه می‌دانید.

* مجاهدین خلق ابتدا تحت عنوان یک گروه اسلامی وارد شدند بعد تغییر ایدئولوژی دادند

«
مطهری»: حرکت‌ها علیه رژیم پهلوی از دوره محمدرضا شاه و از سال ۳۲ شروع شد. گرچه در دوره رضاخان هم حرکتهایی مثل آنچه شهید مدرس انجام می‌داد وجود داشت. در نهضت ملی شدن صنعت نفت و دولتی که مصدق به کمک روحانیت تشکیل داد، جبهه ملی به تنهایی نمی‌توانست یک حرکت فراگیر ایجاد کند اما کلاً حرکت مثبتی بود ولی پایان خوبی نداشت.این دوره منجر به بازگشت شاه به کشور شد اما به هر حال در مقایسه با زمانی که پای مذهب به میان آمد هیچ‌وقت نهضتی جدی علیه رژیم گذشته بپا نشد و هیچ‌گاه فراگیر نشد. در واقع نقطه آغاز نهضت اسلامی همان ۱۵ خرداد سال ۴۲ است و البته در این فاصله تا پیروزی انقلاب در سال ۵۷ قطعاً گروه‌های غیر مذهبی هم حضور و نقش داشتند، چه حزب توده که حرکت‌های فکری و اجتماعی داشت و چه سایر گروه‌های چپ که معتقد به قیام مسلحانه بودند که بعداً مجاهدین خلق هم به اینها ملحق شدند. در واقع مجاهدین خلق ابتدا به عنوان یک گروه اسلامی وارد شدند و بعد تغییر ایدئولوژی دادند و همان راه گروه‌های چپ را رفتند که معتقد به قیام مسلحانه بودند. گروههای چپ و مخصوصاً مجاهدین خلق که یک وجهه اسلامی هم داشتند به دلیل همین حرکت مسلحانه، از ابتدا یک شور و هیجانی در کشور و یک پایگاه اجتماعی برای خودشان ایجاد کردند. حتی در بین روحانیون، مجاهدین خلق توانستند طرفدارانی پیدا کنند. ولی چپ بودن اینها و اینکه گرایش به مارکسیسم داشتند خودش منشأ نگرانی برای مردم بود. یعنی در مجموع می‌توانیم بگوییم نقش گروه‌های چپ نقش منفی بود، چون مردم تصور می‌کردند که اگر اینها روی کار بیایند چه حکومتی تشکیل خواهد شد. تصورشان از کمونیست‌ها و یک حکومت کمونیستی مسئله بی‌خدایی و بی‌‎اخلاقی و بی‌توجهی به دین بود، لذا حرکت‌های اینها در مجموع به نظر من نقش بازدارنده داشت و مردم را از پیوستن به نهضت باز می‌داشت.

*در قیام ۱۵ خرداد فقط بخشی از مردم وارد میدان شدند/اگر مردم درسال ۴۲ پیروز می‌شدند کادر لازم برای تشکیل یک حکومت اسلامی وجود نداشت/ عامل اصلی و موتور محرکه نهضت و انقلاب اسلامی عامل مذهب بود

زمانی که مردم ندای اسلام را از آن سرچشمه واقعی شنیدند آن موقع بود که اعتماد کردند و وارد میدان شدند. در قیام ۱۵ خرداد چون مقدمات و زمینه کافی فراهم نبود فقط بخشی از مردم وارد میدان شدند مثلاً قشر تحصیلکرده و دانشگاهی هنوز آمادگی ورود به این نهضت را نداشت و فرضاً اگر مردم سال ۴۲ پیروز می‌شدند کادر لازم برای تشکیل یک حکومت اسلامی وجود نداشت.

در سال ۵۷ می‌بینید که قشر دانشگاهی و تحصیلکرده به راحتی وارد میدان شدند و این نتیجه تلاش‌های برخی علما و روشنفکران مسلمان بود که به نظر من در رأس آنها شهید مطهری بود. افرادی مثل مهندس بازرگان، آیت‌الله طالقانی و دکتر شریعتی (علیرغم انتقادهایی که به وی هست) نیز در ایجاد شور و هیجان و این که قشر دانشگاهی به صحنه بیاید و به نهضت و انقلاب بپیوندد نقش داشتند. بنابراین آن عامل اصلی و موتور محرکه نهضت و انقلاب اسلامی عامل مذهب بوده و محرومیت‌های مادی در اولویت دو و سه قرار دارد.

* در آغاز نوروز سال ۱۳۵۵ که تاریخ به ۲۵۳۵ شاهنشاهی تبدیل شد، شهید مطهری گفت اگر مردم می‌فهمیدند چه اتفاقی افتاده به جای عید عزا می‌گرفتند

آنچه که مردم را خیلی سریع وارد میدان کرد این بود که عواطف مذهبی مردم جریحه‌دار شده بود. مثلاً تغییر تاریخ اسلامی به تاریخ شاهنشاهی، تأثیر شگرفی داشت در ورود مردم به صحنه انقلاب و یک اشتباه بزرگ شاه بود. شاه تقریباً خیالش از ناحیه هر دو گروه چپ و مذهبی راحت شده بود، هم از کمونیست‌ها دیگر ترسی نداشت و فکر می‌کرد که همه را سرکوب کرده و هم از مبارزان مسلمان که فکر می‌کرد همه سرکوب شده‌اند و دیگر کسی باقی نمانده، لذا با خیال راحت آمد تاریخ هجری اسلامی را تبدیل به تاریخ شاهنشاهی کرد.آن روزها شاید مردم متوجه نشدند که چه اتفاق بزرگی افتاده ولی به مرور که اینها برای مردم توضیح داده شد مردم تازه بیدار شدند. یادم هست که در آغاز نوروز سال ۱۳۵۵ که تاریخ ما به ۲۵۳۵ شاهنشاهی تبدیل شد، پدرم می‌گفتند اگر مردم می‌فهمیدند چه اتفاقی افتاده است، امسال به جای عید عزا می‌گرفتند.

اشاعه فساد و فحشاء در کشور که سیاست رژیم شاه بود عامل دیگر حرکت اسلامی در سطح جامعه بود. اشاعه این مفاسد با طبیعت خیلی از افراد ممکن است سازگار باشد ولی وقتی به نقطه‌ افراط می‌رسد حتی خیلی از افراد غیر مذهبی یا سهل‌انگار در امور دینی هم حاضر نیستند که مثلاً بچه‌هایشان به هر امکانی دسترسی داشته باشند، چون آنها هم برای خودشان ضوابطی دارند. در دوران شاه فساد و فحشاء رو به گسترش بود. مخصوصاً اشرف، خواهر دوقلوی شاه، تأکید زیادی بر این موضوع داشت. در سال ۵۶ اینها تصمیم داشتند که از ورود دختران محجبه به دانشگاه‌ها جلوگیری کنند و حتی تصمیم داشتند در تهران دبیرستان‌های مختلط تأسیس کنند. یک برنامه حساب شده برای اشاعه فساد و فحشاء وجود داشت که البته چون دیگر نهضت شروع شده بود موفق به این کارها نشدند.

* رژیم شاه از قدرت روحانیت غافل بود/ هنر امام این بود که اساساً دخالت در سیاست را به عنوان یک تکلیف شرعی معرفی کردند

معتقدم رژیم شاه از قدرت روحانیت غافل بود. این رژیم، ظاهر جامعه را می‌دید و خطری احساس نمی‌کرد ولی لطف خفی الهی در قضیه رحلت فرزند امام شامل حال ملت شد و در تهران مراسمی برگزار شد و به دنبال آن مقاله توهین‌آمیز نسبت به امام نوشته شد، بعد در قم حرکتی ایجاد شد. خلاصه با حوادث مربوط به فوت حاج آقا مصطفی خمینی در واقع وجدان مذهبی مردم یکدفعه بیدار شد. روحانیت هم با اینکه تشکیلات رسمی مثل احزاب نداشت ولی عملاً در کل کشور در همه شهرها و روستا پخش شده بود. اینها همه دست به کار شدند و مساجد و منابر نقش بسیار قوی داشتند.

روحانیت قدرت موج‌آفرینی فراوانی داشت و در واقع توده مردم و به دنبال آن قشر دانشگاهی وارد میدان شدند و هنر امام این بود که اساساً دخالت در سیاست را به عنوان یک تکلیف شرعی معرفی کردند؛ یعنی همین طور که ما مکلف هستیم نماز بخوانیم و روزه بگیریم و احکام دینی را اجرا کنیم، دخالت در سرنوشت خودمان و جامعه‌مان هم یک وظیفه دینی است نه اینکه دلبخواهی و یک امر تفننی باشد. امام اینطور به مردم القا کردند که اساساً مشارکت سیاسی یک وظیفه دینی است و بانوان هم چنین وظیفه‌ای دارند و حضور خانم‌ها در تظاهرات را امام نه تنها منع نکرد بلکه لازم دانست. این حرکت‌ها در تشدید نهضت اسلامی بسیار موثر بود و لایه زیرین جامعه خودش را نشان داد.

* غربی ها در سال ۵۵ اعلام کردند که تهران در بی حجابی از ما جلو افتاده

اگر کسی در دوره شاه حدود سال ۵۵ و ۵۶ ظاهر جامعه را نگاه می‌کرد و اگر شمال تهران را ملاک قرار می‌دادیم ما یک جامعه شبه اروپایی مثل لندن و پاریس داشتیم. در مسئله بی‌حجابی، خود غربی‌ها اعلام کردند که تهران از ما جلو افتاده است. یادم هست دو هنرپیشه ایتالیایی به تهران آمدند و استقبالی از آنها در فرودگاه مهرآباد شد که بی‌نظیر بود و خود اینها گفتند که ما به کشورهای زیادی رفته‌ایم ولی در هیچ جا مثل تهران از ما استقبال نشد. بعد حالا در مراسمی که در تهران داشتند چه فجایعی رخ داد و چه کارهایی شد به جای خود، که بعد اینها گفته بودند درخواست می‌کنیم اقامت ما در تهران یک هفته تمدید شود.

می‌خواهم بگویم یک حالت خودباختگی نسبت به غرب و اروپا در بخشی از جامعه قبل از انقلاب ما وجود داشت. ظاهر این بود و کسی که ظاهر جامعه را می‌دید وقوع یک نهضت اسلامی در این کشور را محال می‌دانست. ولی لایه‌های زیرین جامعه دیده نمی‌شد و اعتقاد مذهبی مردم و قدرت روحانیت زمینه ظهور و بروز پیدا نکرده بود. وقتی امام ندا سر داد که این وظیفه همه است که وارد میدان شوند و حضور مردم در صحنه انقلاب را یک تکلیف شرعی تلقی کردند، می‌بینید که به یکباره این جمعیت مذهبی به خیابان آمدند و خانم‌های چادری که اصلاً به چشم نمی‌آمدند حضوری چشمگیر در انقلاب پیدا کردند.

* اگز شاه حرمت اسلام را نمی شکست و تاریخ را تغییر نمی داد انقلاب به این زودی به پیروزی نمی رسید

معتقدم که اگر رژیم شاه این دو خطا را نمی‌کرد، اولاً تا حدودی حرمت احکام اسلام را نگاه می‌داشت و ثانیاً تاریخ هجری شمسی را به تاریخ شاهنشاهی تبدیل نمی‌کرد، انقلاب ما به این زودی به پیروزی نمی‌رسید و سرنگونی شاه به این راحتی رقم نمی‌خورد. شاه اگر سیاست به خرج می‌داد و مقداری رضایت روحانیت را در این زمینه‌ها به دست می‌آورد، کار نهضت اسلامی خیلی سخت‌تر می‌شد.

- آیا شما ریشه انقلاب را فرهنگی می‌دانید و مسائل اقتصادی و سیاسی را جزو عوامل اصلی نمی‌دانید؟

* نهضت اسلامی ما یک حرکت پیامبرانه بود

«مطهری»: بله. ریشه انقلاب، فرهنگی بود و مسائل اقتصادی و سیاسی در درجات دوم و سوم قرار داشتند. محرومیت‌های مادی، همچنین استبداد و نبود آزادی را عوامل درجه دو و سه حدوث انقلاب می‌دانم. شما در انقلاب دیدید که اصلاً اینطور نبود که صرفاً قشر محروم حضور داشته باشد. در انقلاب ما همه اقشار، هم قشر مرفه و بالا شهری و هم پایین شهری بودند یعنی همه وارد شده بودند و اصلاً هنر اسلام همین است. در صدر اسلام هم همین طور بوده. اساساً نهضت اسلامی ما یک حرکت پیامبرانه بود و با فطرت الهی مردم سر و کار داشت و آن خودآگاهی الهی مردم را بیدار و زنده کرد. در صدر اسلام نیز کسی مثل مصعب از یک خانواده ثروتمند بود و بعد به اسلام گرایش پیدا کرد و پیغمبر او را به عنوان مبلّغ به مدینه فرستاد. پس انقلاب صدر اسلام هم منحصر به محرومین نبود. البته محرومین همیشه آماده‌ترند چون دلبستگی‌هایشان به دنیا کمتر است و آمادگی و انگیزه بیشتری دارند ولی انقلاب ما با انقلاب مثلاً اکتبر روسیه که در آن صرفاً مسئله حقوق و محرومیت‌های مادی و عدالت مطرح بود متفاوت است.

- شما می‌گویید شاه استقلال سیاسی نداشته. سوال این است: چرا استقلال سیاسی نداشت؟ در طرف مقابل رسانه‌های معاند می‌گویند که شاه وابسته نبوده و حتی یک تنه جلوی اوپک ایستاد و قیمت را بالا نگه داشت و در تعطیلات زمستانی در سوئیس، وزرای خارجه کشورهای قدرتمند جهان به شاه مراجعه کردند که قیمت نفت را تعدیل کند و شاه باز هم قبول نکرد. یک چنین تصویر مقتدر که با تفسیر ما که می‌گوییم شاه یک عنصر وابسته بود خیلی فاصله دارد. این را تفسیر کنید.

* شاه مثل صدام بلند پروازی هایی داشت/آمریکا در تمام زمینه ها دخالت مستقیم داشت

«مطهری»: ممکن است شاه در جایی یک خودی نشان داده باشد ولی به طور کلی اینکه نفت ما را می‌بردند و در مقابلش اسلحه می‌دادند یا ما را ژاندارم منطقه کرده بودند و دستور می‌دادند که فلان جا مثلا ظفّار نیرو بفرستید یا در حوزه اقتصاد دخالت می‌کردند که شما امسال این مقدار گندم باید بکارید و این مقدارش را باید از آمریکا وارد کنید یا اینکه برنج‌تان باید چگونه باشد و... این دخالت‌های مستقیم را داشتند و از نظر فرهنگی هم روشن است که دربست تسلیم غربی‌ها بودند و سیاست آنها را اجرا می‌کردند. در جایی ممکن است شاه یک بلندپروازی داشته است، همان طور که صدام آدمی بود که بلندپروازی‌هایی داشت و یک نوکر حلقه به گوش به این معنا که کاملاً مطیع باشد نبود. به خیال خودش می‌خواست قوم عرب را به آقایی برساند، تصمیم گرفت کویت را بگیرد که جلوی وی ایستادند.

- نکته خوبی گفتید، مهمترین و اصلی‌ترین عنصری که باعث ایجاد و شکل‌گیری انقلاب و تداوم جنبش شد عنصر دین بود. نقش جریان روشنفکری و جریان بالاخص ملی مذهبی در انقلاب چه بود؟

* نهضت آزادی در نهضت ما نقش داشت اما قدرت بسیج توده مردم را نداشتند/ حرکت روحانیت و حرکت روشنفکران مسلمان و گروه‌هایی مثل نهضت آزادی در واقع مکمل یکدیگرند

«مطهری»: روشنفکران مسلمان در حدوث انقلاب نقش داشتند. مثلاً نهضت آزادی چون صبغه اسلامی داشت قطعاً در نهضت ما نقش داشته است. از همان سال‌های بعد از نهضت ملی شدن صنعت نفت اینها فعال شدند و مخصوصاً در بیداری و تحریک قشر تحصیل‌کرده و دانشگاهی نقش مهمی داشتند. روشنفکران مسلمان سهمی در نهضت اسلامی داشتند و زمینه را برای پیوستن قشر تحصیل‌کرده به امام فراهم کردند و این یک مسئله‌ای است که باید قبول کنیم که هر مقدار هم ادامه می‌دادند در نهایت نمی‌توانستند توده مردم را وارد میدان کنند. من معتقدم حرکت روحانیت و حرکت روشنفکران مسلمان و گروه‌هایی مثل نهضت آزادی در واقع مکمل یکدیگرند. البته روحانیت هم با قشر دانشگاهی مرتبط بود. افرادی مثل شهید مطهری در وسط میدان دانشگاه بودند اما قطعاً افرادی مثل آقای بازرگان نیز در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام نقش داشتند و نمی‌توانیم نقش آنها را نادیده بگیریم.

- می‌گویند که زندانیان شاخص آن دوران مارکسیست‌ها بودند. در دانشگاه‌ها هم که مارکسیست‌ها و کمونیست‌ها و... شعبه و فعالیت داشتند و آنها بودند که مبارزه مسلحانه می‌کردند و کارهای جدی انجام می‌دادند. می‌گویند که شاید مثلاً دانشجوها می‌آمدند این وسط و کاری را انجام می‌دادند، اینها مسلمان بودند و ریشه در خانواده‌های اسلامی داشتند اما تئوری مبارزه و آن کسی که آن وسط میدان عملیات می‌کرد مخصوصاً توی دانشگاه‌ها، کمونیست‌ها و مارکسیست‌ها و لیبرال‌ها بودند چون آن موقع اسلام و روحانیت خیلی داخل دانشگاه‌ها نبود که بخواهد تئوری به دانشجویان و حرکت جوانان بدهد. این را چطور تحلیل می‌کنید؟

* فعالیت گروه چپ در دانشگاهها برای تشکیل حکومت کمونیستی بود/در بین روحانیون افرادی داشتیم که گرایش به مارکسیسم داشتند/برخی ها کمونیست ها را رقیب نهضت می دانستند

«مطهری»: گروه‌های چپ در دانشگاه‌ها فعال بودند ولی آنها در یک مسیر دیگری فعال بودند. آنها برای تشکیل یک حکومت کمونیستی فعالیت می‌کردند که اگر روی کار بیایند اساساً با مذهب مبارزه کنند. بنابراین ما آن حرکت‌ها را اساساً تضعیف کننده نهضت اسلامی می‌دانیم. آنها مردم را می‌ترساندند یعنی باعث می‌شدند که مردم وارد میدان نشوند چون مردم با خود می‌گفتند اگر بنا است حکومت دست اینها بیفتد همان بهتر که شاه بماند. این اواخر، مارکسیسم در بعضی از انقلابیون مسلمان نفوذ کرده بود. بین انقلابیون مسلمان عده‌ای بودند که می‌گفتند که ما مارکسیسم را به عنوان علم مبارزه پذیرفته‌ایم و ضمن اینکه مسلمان هستیم از مارکسیسم به عنوان یک ابزار برای مبارزه استفاده می‌کنیم. در حالی که این دو با هم سازگار نبود. کسی که مارکسیسم را بپذیرد اساساً دیگر دین و مذهب و خدا را نمی‌تواند قبول کند. حتی در بین روحانیون افرادی داشتیم که اینها گرایش به مارکسیسم داشتند و می‌گفتند ما باید با مارکسیست‌ها همکاری کنیم زیرا هدف ما یکی است. تز اینها این بود که باید در سرنگونی شاه با هم همکاری کنیم و بعداً فکری به حال مارکسیسم خواهیم کرد. بعضی‌ها می‌گفتند که ما یک دشمن داریم و یک رقیب، دشمن ما رژیم شاه است و رقیب ما کمونیست‌ها. ما باید با این رقیب همکاری کنیم تا رژیم شاه سرنگون شود.

ولی آن کسی که در داخل کشور محکم در مقابل اینها ایستاد شهید مطهری بود. ایشان می گفت ما دو دشمن داریم: شاه و کمونیست‌ها. از همان ابتدای سال ۴۹ و ۵۰ که این بحث‌ها شروع شده بود خیلی از انقلابیون مسلمان تفکرشان این بود که ما یک هدف مشترک داریم و باید شاه را سرنگون کنیم و بعد فکری به حال کمونیست‌ها می‌کنیم. این یک مسئله مهمی شده بود و حتی بعضی از روحانیون بنام، طرفدار این تز بودند و می‌گفتند فعلاً وقت آن نیست که ما مثلا به مجاهدین خلق بپردازیم و وحدت را از بین ببریم.

* شهید مطهری در سال ۵۶ گفت که به مردم بگوییم که راه ما از راه مجاهدین خلق جداست؛ شهید بهشتی مخالفت کرد و گفت نباید وحدتمان را از دست بدهیم/ امام فرمودند حق با مطهری است واسلام منهای روحانیت مثل مملکت بدون طبیب است

در سال ۵۶ جلسه مشترکی بین جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران برگزار شد و بنا بود یک اعلامیه مشترک صادر شود تا برای مردم روشن گردد که هدف روحانیت از این نهضت اجتماعی چیست و اصلاً موضوع چیست. آنجا شهید مطهری فرمود ما از همین حالا باید اعلام کنیم که راه ما غیر از راه مجاهدین خلق است و غیر از راه طرفداران تز «اسلام منهای روحانیت» است.

مرحوم آقای طاهری خرم‌آبادی می‌گوید آقای بهشتی آنجا مخالفت کرد و گفت ما نباید وحدتمان را از دست بدهیم و تا سرنگونی رژیم شاه باید وحدت داشته باشیم. اختلاف شد، یک عده طرفدار این نظر و یک عده طرفدار آن نظر شدند و نهایتاً نتوانستند اعلامیه‌ای صادر کنند. آقای طاهری خرم‌آبادی می‌گوید که آنجا من مسئول شدم به نجف بروم و موضوع را با امام در میان بگذارم. با زحمت به نجف رسیدم و موضوع را به امام گفتم که دو نظر وجود دارد و... امام فرمودند حق با آقای مطهری است، ما از همین الآن باید راهمان را از اینها یعنی مجاهدین خلق و طرفداران تز «اسلام منهای روحانیت» جدا کنیم و اسلام منهای روحانیت مثل مملکت بدون طبیب است.

مسئله مجاهدین خلق مثل امروز این طور روشن نبود که امروز ما می‌گوییم «منافقین» و همه می‌دانند که داستان از چه قرار است. سال ۵۶ دوره جدید نهضت اسلامی تازه شروع شده بود، شاه هم در اوج قدرت بود. آن موقع حتی برای برخی انقلابیون اصیل مسئله حل نبود یعنی می‌گفتند فعلاً باید با هم باشیم تا شاه را سرنگون کنیم، بعد راهمان را جدا می‌کنیم. اما شهید مطهری می‌‌گفت از همین حالا باید راهمان را جدا کنیم. لذا ایشان اصلاً نقش مجاهدین خلق و کمونیست‌ها را منفی می‌دانند و می‌گویند بله برخی از اینها زحمت کشیدند، زندان رفتند و کشته دادند ولی ما نمی‌توانیم اینها را شهید بنامیم چون کسی که خدا را قبول ندارد نمی‌توان او را شهید نامید. در واقع اینها مانعی هستند در سر راه نهضت اسلامی چون مردم وحشت می‌کنند و می‌گویند اگر کمونیست‌ها بخواهند سر کار بیایند ما کمک نمی‌کنیم. بنابراین درست است که اینها مبارزه کردند و زندانی دادند و شکنجه شدند ولی همه اینها به نظر من عامل بازدارنده و عقبگرد بود.

- یک مسئله خیلی جدی و مهمی که مطرح است این است که آیا امام و انقلابیون و مشخصاً امام از قبل فکری برای تشکیل حکومت اسلامی با مدل فعلی و ولایت فقیه با این ساختار کرده بودند یا بعد از اینکه انقلاب پیروز شد این مدل حکومت را تشکیل دادند؟






نوع مطلب : اخبار سیاسی ایران و جهان، خواندنیهای جالب و حوادث، 
برچسب ها : مصاحبه مطهری، علی مطهری، نماینده تهران،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 6 تیر 1396 07:52 ق.ظ
Hey there I am so happy I found your webpage, I really found
you by accident, while I was browsing on Aol for something else, Regardless I am here
now and would just like to say thanks a lot for a fantastic post
and a all round interesting blog (I also love the theme/design),
I don’t have time to browse it all at the moment but
I have bookmarked it and also added in your RSS feeds, so when I have time I will be back to read more, Please do keep up the superb b.
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:31 ق.ظ
If some one wishes to be updated with most up-to-date
technologies therefore he must be go to see this website and be
up to date daily.
دوشنبه 21 فروردین 1396 09:06 ب.ظ
Hi i am kavin, its my first occasion to commenting anywhere, when i read this article i thought
i could also make comment due to this sensible paragraph.
دوشنبه 21 فروردین 1396 01:25 ب.ظ
Since the admin of this web page is working, no uncertainty very soon it will be renowned, due to its quality contents.
سه شنبه 15 فروردین 1396 05:02 ق.ظ
Thanks for your personal marvelous posting! I seriously
enjoyed reading it, you will be a great author.
I will make certain to bookmark your blog and will eventually come back later
on. I want to encourage continue your great job, have a nice afternoon!
دوشنبه 14 فروردین 1396 09:16 ق.ظ
Excellent items from you, man. I've understand your stuff prior to and you
are simply extremely wonderful. I really like what you have
bought right here, certainly like what you're stating and the best way by which
you assert it. You're making it entertaining and you continue to take care of to keep it smart.
I can not wait to read far more from you. This is actually a
wonderful site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


ما ایرانیان غیرتمند صرف نظر از عقاید سیاسی و ... مدیون شهداء و جانبازان و ایثارگران هشت سال دفاع مقدس هستیم

مدیر وبلاگ : منصور رضایی زاده
نظرسنجی
آیا با برقراری رابطه دیپلماتیک با امریکا موافقید؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :