|
isarnews مرگ بر ضد ولایت فقیه . تا زنده ایم رزمنده ایم و در خط ولایت. مفتخریم که سرباز امام خامنه ای هستیم.
| ||
|
به زودی در صفحات جانبی وبلاگ ، ایثارگرانی که زمان جنگ درمناطق عملیاتی حضور داشته اند را معرفی و پای خاطرات و صحبتهای آنها خواهیم نشست. ایثارگران عزیز می توانند برای درج خاطرات و صحبتها و درد دلهایشان در هر زمینه بصورت کتبی یا به صورت ایمیل با ما مکاتبه نمایند.نظرات آنها بدون دخل و تصرف و با ویرایش دستوری عیناً چاپ خواهد شد. لطفاً مشخصات خود و مدت حضور در جبهه و در صورت امکان نام مناطق جنگی که حضور داشته اند را هم درج فرمایند. طبقه بندی: مقالات و نظرات مدیر وبلاگ، [ سه شنبه 30 شهریور 1389 ] [ 03:57 ق.ظ ] [ منصور رضایی زاده ]
پروردگارا : آرامش را همچون دانه های برف آرام و بی صدا بر سرزمین قلوب منتظران آقا امام زمان(عج) بباران و با اتمام ماه صفر سفره شادی و برکت برایشان بگشای. رحلت جانگداز حضرت محمد مصطفی (ص) و شهادت آقا امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام را بر تمام شیعیان تسلیت عرض میکنم. التماس دعا
طبقه بندی: مناسبات، [ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 12:53 ق.ظ ] [ منصور رضایی زاده ]
به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، آنچه خواهید خواند قصه، افسانه و یا قسمتی از یك فیلم ترسناك نخواهد بود. این نوشته خاطرات یكی از سربازان حضرت روح الله است كه از روزهای سخت اسارتش و شكنجه هایی كه توسط منافقین شده است گفته كه واقعا اگر نبود عشق به خدا نمیشد زیر این عذابها لحظهای تحمل كرد و سری را فاش نكرد. ادامه مطلب طبقه بندی: خاطرات، [ سه شنبه 20 دی 1390 ] [ 10:42 ق.ظ ] [ منصور رضایی زاده ]
[ شنبه 3 دی 1390 ] [ 10:48 ق.ظ ] [ منصور رضایی زاده ]
هواپیمای بدون سرنشین RQ-170 آخرین محصول دفتر طراحی پیشرفته Skunk works از شرکت لاکهید مارتین است.پهپادی بدون سرنشین که بنا بر گزارشات واصله روز یکشنبه در اطراف کاشمر توسط یگان های پدافند هوایی ایران مورد اصابت قرار گرفته است. ![]() ادامه مطلب طبقه بندی: خواندنیهای جالب و حوادث، [ پنجشنبه 1 دی 1390 ] [ 10:22 ق.ظ ] [ منصور رضایی زاده ]
به مناسبت هفته بسیج و در آستانه فرارسیدن عاشورای حسینی گریزی بر حادثه عاشورای سال 88 زده و به تحلیل علل و عوامل وقوع آن می پردازم: با اینکه دو سال از واقعه ی تلخ عاشورای سال 88 میگذرد اما حادثه به قدری اهمیت دارد که مسئولین نظام و ما نسل اول انقلاب بایستی با حساسیت زیاد در مورد آن تأمل نموده و راه چاره ای اساسی برای جلوگیری از وقوع حوادث مشابه بیابیم و به زعم بنده این مهم عملی نخواهد بود ، مگر اینکه علل و عوامل وقوع آن را بشناسیم. فلذا ابتدا علل و عوامل وقوع حادثه ی عاشورای سال 88 را در چند بند بیان کرده و به توضیح آنها می پردازم: 1- عدم انتقال و تبیین صحیح اهداف انقلاب و آرمانهای امام خمینی (ره) و عدم شناساندن واقعی اسلام ناب محمدی به نسل جوان. 2- فراموشی ایثارگران و رزمندگان 8 سال دفاع مقدس و عدم ارج نهادن به عملکرد آنها و عدم رسیدگی صحیح به وضع معیشت آنها و در یک کلمه فراموشی آنها پس از پایان جنگ. ادامه مطلب طبقه بندی: کودتای مخملی و جریان سبز، [ سه شنبه 8 آذر 1390 ] [ 10:25 ق.ظ ] [ منصور رضایی زاده ]
جسد روح الله داداشی به بهشت سكینه كرج انتقال یافت
كرج- یك مسوول در بیمارستان شهید آیت الله مدنی كرج گفت : جسد روح الله داداشی قویترین مرد جهان برای بررسی پزشكی قانونی به بهشت سكینه كرج انتقال یافت . ادامه مطلب طبقه بندی: خواندنیهای جالب و حوادث، [ سه شنبه 28 تیر 1390 ] [ 10:51 ق.ظ ] [ منصور رضایی زاده ]
یک مقام مسئول در نیروی انتظامی گفت:درگیری فیزیکی روح الله داداشی با سرنشینان یک دستگاه خودروی پراید منجر به قتل وی شد. به گزارش واحد مرکزی خبر ، وی که خواست نامش فاش نشود افزود: ساعت 24 دیشب روح الله داداشی به همراه مجید فرجی یکی از خبرنگاران محلی کرج با خودرو شخصی اش در خیابان گلشهر کرج در حرکت بود که در ازدحام خودروها ، بین سرنشینان یک دستگاه خودروی پراید و روح الله داداشی درگیری لفظی به وجود می آید. وی افزود:این درگیری لفظی تا انتهای خیابان گلشهر ادامه داشت تا اینکه سرنشینان خودروی پراید و روح الله داداشی در خیابان پونه 45 متری گلشهر از خودروهای خود پیاده شده و با هم درگیر می شود. این مقام مسئول گفت:یکی از سرنشینان پراید چند ضربه چاقو به سینه و گلوی روح الله داداشی وارد می کند و سرنشینان پراید بلافاصله متواری می شوند. وی افزود:در ساعت 30 دقیقه بامداد این ورزشکار به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل شد که به علت شدت جراحات وارده و پاره شدن شریانهای حیاتی گردن در ساعت یک بامداد جان خود را از دست می دهد. این مقام مسئول گفت:تلاش برای شناسایی و دستگیری عامل یا عاملین قتل این قهرمان جهان ادامه دارد و جسد وی هم برای بررسی بیشتر به پزشکی قانونی بهشت سکینه کرج منتقل شده است. این مقام مسئول در نیروی انتظامی استان تهران و البرز گفت: مجید فرجی، همراه روح الله داداشی هم، برای بررسی موضوع و شناسایی قاتل یا قاتلین در اختیار پلیس آگاهی استان تهران است. وی اظهار امیدواری کرد با توجه به سرنخ های که از این موضوع وجود دارد بزودی عاملان قتل قهرمان جهان بازداشت خواهند شد. روح الله داداشی در مسابقات قویترین مردان جهان که امسال برگزار شد مقام اول جهان را به خود اختصاص داده بود.
طبقه بندی: خواندنیهای جالب و حوادث، [ سه شنبه 28 تیر 1390 ] [ 09:57 ق.ظ ] [ منصور رضایی زاده ]
تالی فهیما زن اسرائیلی وابسته به حزب راست گرای این رژیم، پس از اعلام مسلمان شدنش نه تنها قصد دفاع از ملت فلسطین در مقابل صهیونیستها را دارد، بلکه میخواهد در بین آنها نیز زندگی کند. ![]() این تصمیم از سوی فهیما بازتاب بسیار زیادی در جامعه صهیونیستی داشته است به طوری که وی پس از اینکه مدتی پیش مسلمان شدنش را به اطلاع عموم رسانده بود، اینک از طریق درج یک آگهی در روزنامه فلسطینی «القدس» گفته است که وی به دنبال یافتن یک فرصت شغلی در فلسطین برای انتقال به آنجا جهت زندگی کردن و ترک «اسرائیل» (سرزمینهای اشغالی) است. وی در این آگهی اعلام کرده است که دوست دارد تا آخر در فلسطین سکونت و دیگر هیچ وقت به سرزمینهای اشغالی برنگردد. فهیما در روزهای اخیر به شدت مورد هجوم رسانههای صهیونیستی قرار گرفته است. فهیما برای نخستین بار در سال 2004 میلادی با زکریا زبیده، فرمانده گردان های الاقصی دیدار و در پی آن شاباک برای انجام تحقیقات وی را دستگیر و برای مدتی زندانی کرد. دادگاه رژیم صهیونیستی فهیما را به همدستی با تروریستهای الاقصی متهم کرد و حتی بعد از اعتراضات وکلای مدافع فهیما، تجدید نظری در رأی صادره صورت نگرفت و وی به دو سال زندان محکوم شد. پس از آن نیز فهیما تحت نظر بود و تا یک سال اجازه مسافرت به خارج از اسرائیل را نداشت و تا چهار سال نیز اجازه نداشت به سرزمینهای فلسطینی برود بخش فرهنگ پایداری تبیان طبقه بندی: خواندنیهای جالب و حوادث، [ پنجشنبه 23 تیر 1390 ] [ 10:55 ب.ظ ] [ منصور رضایی زاده ]
نامه یک شهید از عملیات کربلای4 آن کس که مرا طلب کند مییابد، آن کس که مرا یافت میشناسد، آن کس که دوستم داشت به من عشق میورزد، آن کس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق میورزم، آن کس که به او عشق ورزیدم کشتهام میشود و آن کس که کشتهام شود خونبهایش بر من واجب است و آن کس که خونبهایش بر من واجب است پس من خودم خونبهایش هستم. ضمن تبریک ولادت با سعادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان بر آن شدیم تا نگاهی به زندگی کوتاه یک جوان از دوران دفاع مقدس داشته باشیم تا برایمان تکرار شود این آیه از قرآن کریم که : کسانی که برای ما مجاهدت میکنند آنان را به راههایمان هدایت میکنیم؛ و این را بدانیم که تا بر روی خواستههای دلمان پا نگذاریم در عالم هستی به جایی نخواهیم رسید و هیچ دری از ملکوت بر روی ما گشوده نخواهد شد. مبارزه با نفس کار سختی نیست، تنها به اراده و طلب توفیق از خداوند نیاز دارد. داستانهای زیادی در احوال عارفان و پیامبران در مبارزه با شهوت در کتب مختلف آمده است که شاید بعضی آن را مربوط به گذشته بدانند و یا بگویند فلانی پیامبر بود و یا فلانی در خانواده علم و دین رشد یافت و هزاران اما و اگر دیگر.و از آنجایی که جهاد اکبر اگر در جوانی صورت بگیرد برای انسان ملکه میشود و انشاء الله به سوی زندگی سعادتمندانه رهنمونمان خواهد کرد، این نامه های زیبا از یک شهید دوران دفاع مقدس که برای در خواست کمک به مجله زن روز نوشته بود را تقدیم به جوانان این مرز و بوم مینمایم : روحش شاد و یادش گرامی. ادامه مطلب طبقه بندی: خواندنیهای جالب و حوادث، خاطرات، [ پنجشنبه 23 تیر 1390 ] [ 10:47 ب.ظ ] [ منصور رضایی زاده ]
قطرهای از دریای معنویت سردار شهید حسن باقری اگر هوا روشن میشد، بچهها درو میشدند. همهشان از خستگی خواب بودند. با سر و صدا بچهها را بیدار کردند. باقری و رشید دست و پای بعضیشون رو میگرفتند که از سنگر بزارند بیرون. بیدار که میشدند میگفتند: وسایلمون؟ حسن میگفت... ![]() 1- تانکهای عراقی داشتند بچهها را محاصره میکردند. وضع آن قدر خراب بود که نیروها به جای فرمانده لشکر مستقیماً به حسن بیسیم میزدند. - همین آلان راه میافتی، میری طرف نیروهات، یا شهید میشی یا با اونا برمیگردی. خیلی تند و محکم میگفت. - اگه نری باهات برخورد میکنم. به همهی فرماندهها هم میگی آرپیجی بردارند مقاومت کنن. فرمانده زندهای که نیروهاش نباشن نمیخوام. - 2- اگر هوا روشن میشد، بچهها درو میشدند. همهشان از خستگی خواب بودند. با سر و صدا بچهها را بیدار کردند. باقری و رشید دست و پای بعضیشون رو میگرفتند که از سنگر بزارند بیرون. بیدار که میشدند میگفتند: وسایلمون؟ حسن میگفت: شما برید عقب، یه کاریش میکنیم. رنگ صورتش پریده بود. اشک میریخت. مدام میگفت: من فردا جواب مادرای اینارو چی بدم؟ - 3- گردان محاصره شده بود. تانکها از روی بچهها رد شدند. فقط هشتاد نفر برگشتند. عصبانی عصبانی بود. میگفت: مگه نگفتن اون گردانی که هشت کیلومتر پیشروی کرده، سریع بگین بیاد عقب؟ گفتید اومده. چرا فرمانده لشکر و گردان اجتهاد میکنن گردان بمونه؟ عملیات تموم شد، یه کلمه به ما نگفتید بابا این گردان محاصره است. ما میگیم ساعت نه و نیم اسم رمز رو میگیم. نگو دو ساعت و نیم گذشته، نیرو حرکت نکرده؛ شما هم لازم نمیبینی یه اطلاع بدی. چه قدر تا حالا گفتیم گزارش اشتباه برامون مسئله داره؟ هرچه گفتند: تو هم بیا بریم دیدن امام.
گفت: نه، بیام برم به امام به گم جنگ چی؟ چی کار کردیم؟ شما برید، من خودم تنها میرم شناسایی... چند لحظهای هیچکس حرفی نمیزد. همه ساکت بودند. گفت: از وقتی این خبر رو شنیدم، به خدا کمرم شکسته. - 4- رفته بودیم شناسایی. فاصلهی ما با نفربرهای عراقی کمتر از صد متر بود. از بالای خاکریز خط عراقیها را نگاه میکردم. هرچه میدیدم، میگفتم. یک دفعه حسن گفت: زود بیا پایین بریم. شصت هفتاد متر دور نشده بودیم که یک خمپاره خورد همان جا. - 5- باید میرفت تهران. فرماندهها جلسه داشتند. خانمش را بردند بیمارستان. هرچه گفتم بمان، امروز پدر میشی. شاید تو را خواستند. گفت: خدایی که بچه داده، خودش هم کاراش رو انجام می ده. - 6- طرف وقتی رسید که دفتر مخابرات بسته بود. حالش گرفته شد. با اخم و تخم نشست یک گوشه. - چرا این قدر ناراحتی. چی شده؟ - او مدم تلفن بزنم. میبینی که بستهاس. - خوب بیا بریم از دفتر فرماندهی تلفن کن. - فرماندهات دعوا نکنه. برات مشکل درست می شهها. - نه، تو بیا. هیچی نمی گه. دوستیم با هم. میگفت: مسئول تدارکاتم. اگه نرم بچهها کارشون لنگ میمونه. - نگران نباش. میرسونمت. گلولهی توپ که خورد زمین، حسن دستی به صورتش کشید. دو ساعتی که زنده بود، دائم ذکر میگفت... تو چه کار میکنی این جا؟ اسمت چیه؟ - باقر. رانندهی فرماندهام. بچهی میدون خراسونم. اسم تو چیه؟ بچهی کجایی؟ - مهدی. منم بچهی هفده شهریورم. پس بچه محلیم. کلی حرف زدند، خندیدند. وقتی میخواست پیاده بشه، بهش گفت: اخوی، دعا کن ما هم شهید بشیم. - هرچه گفتند: تو هم بیا بریم دیدن امام. 7- گفت: نه، بیام برم به امام بگم جنگ چی؟ چی کار کردیم؟ شما برید، من خودم تنها میرم شناسایی. گلولهی توپ که خورد زمین، حسن دستی به صورتش کشید. دو ساعتی که زنده بود، دائم ذکر میگفت.
طبقه بندی: خاطرات، [ پنجشنبه 23 تیر 1390 ] [ 10:43 ب.ظ ] [ منصور رضایی زاده ]
|
![]() | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||